أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

25

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

نيست و چون ترديد شود كه معناى مخصوصى معناى حقيقى لفظ است يا معناى مجازى آن بايد توقف كرد . كسى كه مدعى شود همهء الفاظ و تعبيرات قرآن مجازيست ( چون اسماعيليه ) درست نگويد و زبان عرب و دليل عقل و عرف و عادت گفتهء او را دروغ شمارند زيرا گواهند كه بيشتر تعبيرهاى قرآن مطابق حقيقت زبان عرب باشد . و كسى هم كه گفته همهء تعبيرهاى قرآن بر وجه حقيقت باشند و مجاز را در قرآن راهى نباشد درست نگفته و مغلوب كند او را قول خدا سبحانه ( در آيهء 77 سورهء الكهف ) : يافتند ( موسى و استاد او ) در آن ( شهر انطاكيه ) ديوارى كه ميخواست از بن درآيد ( چه كه ديوار اراده و خواست بمعنى حقيقى آن ندارد ) و جز آن از آيات مانند آن و بايد گفت در قرآن حقيقت است و مجاز هم هست . در باره حكم عقل باباحه و تحريم خردها نتوانند بدانند كه خدا در چه چيز حكم مباح بودن دارد كه مىشود مباح باشد يا در چه چيز حكم حرمت دارد كه مىشود حرام باشد ولى هيچ گاه نباشد كه دليل شرعى بمباح بودن و حرام بودن با عقل آدمى همراه نباشد و اگر خدا در زمانى عقلاء را از اين احكام بىخبر بگذارد آنان را ناچار كرده باشد كه ندانسته چيزى را مباح شمرند و بسرگردانى كشانده شوند كه شايستهء حكمت او نيست . در نزد ما اماميه قياس و رأى را براى فهميدن احكام شرعيه هيچ اعتبارى نيست و بدانها هيچ حكمى دانسته نشود و هر كه در فهم احكام شرع بدانها اعتماد كند گمراه است . نسخ احكام رواست و مىشود حكم قرآن به همان قرآن نسخ شود و آيات ناسخ و منسوخ در قرآن وجود دارند و مىشود سنت صادره بر حكمى بسنت ديگر نسخ شود و مىشود حكم قرآن با سنت نسخ شود و حكم سنت با قرآن . ولى دليل آمده كه خداوند كلام خود را كه قرآنست با كلام جز خود نسخ نخواهد كرد و آن دليل آيهء 106 سورهء البقره است كه فرموده : « هر آنچه از آيات را نسخ